السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

202

تفسير الميزان ( فارسي )

دين خدا اعتقاد قلبى داريم و آن را شريعت خود قرار داديم و نيز اعتقاد قلبى داريم بر اينكه رسول جز به حق خبر نمىدهد ، و جز به حق حكم نمىكند . و اينكه فرمود : * ( « ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ » ) * معنايش اين است كه طايفه اى از اين گروه كه مىگفتند : * ( « آمَنَّا بِاللَّه وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنا » ) * بعد از گفتن اين حرف از مقتضا و لوازم گفتار خويش برگشته ، و اعراض كردند . و معناى اينكه فرمود : * ( « وَما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ » ) * اين است كه اين گويندگان مؤمن نيستند ، و مشار اليه به اشاره « اولئك - اينان » به شهادت سياق عموم گويندگان است ، نه خصوص طايفه اى كه اعراض كردند ، چون سياق كلام براى مذمت همه است . * ( « وَإِذا دُعُوا إِلَى اللَّه وَرَسُولِه لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ » ) * . سياق آيه شهادت مىدهد بر اينكه آيات درباره بعضى از منافقين نازل شده كه با بعضى ديگر مرافعه اى داشته‌اند و آن طرف پيشنهاد كرده كه نزد رسول خدا ( ص ) روند و هر چه او در ميان آن دو حكم كرد قبول كنند ، و منافق مزبور زير بار نرفته ، و اين آيات در اين خصوص نازل شده . با اينكه رسول خدا ( ص ) در ميان مردم به حكم خدا حكم مىكرد ، هم چنان كه قرآن كريم در اين باره فرموده : « إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّه » « 1 » . پس حكم ، يك نسبت به رسول خدا ( ص ) دارد كه نسبت مباشرت است ، و نسبتى هم به خداى سبحان دارد كه جزء شريعت او است و او است كه پيغمبر را براى حكم و قضاء منصوب نموده . با اين بيان روشن مىشود كه مراد از دعوت به سوى خدا ، براى اينكه در ميان آنان حكم كند ، عبارت است از دعوت به متابعت و پيروى آنچه شرع او در مورد نزاع اقتضاء دارد و مراد از دعوت به سوى رسول او تا در ميان مردم حكم كند ، عبارت است از دعوت به متابعت آنچه او به مباشرت حكم مىكند . و نيز ظاهر امر اين است كه ضمير در « ليحكم » به رسول بر مىگردد ، و اگر ضمير را مفرد آورد ( تا حكم كند ) و تثنيه نياورد ( تا او و خدا حكم كنند ) ، اشاره به اين است كه حكم

--> ( 1 ) ما كتاب را به حق به تو نازل كرديم تا در ميان مردم به آنچه خدا نشانت داده حكم كنى . سوره نساء ، آيه 105 .